X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



روستای زیبای دویوجان ( دوگیجان ) مرند


         درباره ی زیبایی های آذربایجان شهرها روستاها مشاهیر و ... آذربایجان

روستای زیبای دویوجان ( دوگیجان ) مرند

روستای دوگیجان (دویوجان)


دویوجان در 50 کیلومتری شرق مرند از توابع آذربایجان شرقی، بر دامنه‎های قره‎داغ جای گرفته است. این روستای آسفالته دارای 180 خانوار است که دام‎داری و کشاورزی درآمد آنان را تشکیل می‎دهد. دویوجان به سبب ارتفاع‎اش از سطح دریا دارای آب و هوای خنک است. در شرق آن غاری به نام «کوهول» وجود دارد که کف آن از آب پوشیده است.

مردم دویوجان دارای پوشش منحصر به خود است. زنان که پخت نان و دوشیدن شیر را بر عهده دارند پوششی بی‎نظیر از رنگ‎ها دارند. این پوشش هنوز ادامه دارد و از روند تخریب در امان مانده است. عکاسی در این روستا نسبت به روستاییان دیگر استان بی‎دردسر و راحت است اما، دوربین غریبه‎ای که به سوی زنان نشانه رود با مخالفت روبه‎رو خواهد شد.

هر ساله در این روستا آیینی با شرکت همه‎ی زنان و مردمان روستا روی می‎دهد که بنا بر آن، ظهر نوزدهم تیرماه از روستا خارج شده و دسته دسته همراه زنان و بچه‎ها به سوی «پیر» یا «سلطان سنجر» که سلطان زنجیراش می‎گویند حرکت می‎کنند. حصار این پیر از سنگ است. مردم بخشی از راه خاکی را با تراکتور و بقیه را با پای پیاده می‎پیمایند.

عصر پیش از فرو رفتن آفتاب بر بلندی کوه سلطان سنجر رسیده و در میان سنگ‎های تلنبار شده جای می‎گیرند تا پیش از برآمدن آفتاب شاهد گوسفندان‎شان باشند که بر گرد پیر می‎چرخند. این نمایش برای سلامتی و پربرکت بودن دام‎های‎شان خوب است. داستان‎هایی از این آیین‎ها بر سر زبان‎هاست که اعتقادشان را بر آن بیش‎تر می‎کند. اطراف «پیر» پر است از خانواده‎هایی که شب را بر سر آتش به سر می‎برند و جوانانی که بر بلندی این کوه با احساس غرور از آینده‎ی برنامه‎هاشان سخن می‎گویند. از این بلندی روستای زنوزاق، زنوز و مرند دیده می‎شود. این پیر از آنِ مردمان زنوز است که فقط در این روز از سال روستاییان دویوجان زائر آن می‎شوند.

پس از گوسفند گردانی به دور «پیر» و با برآمدن آفتاب مردم به سوی منطقه‎ی «سووانالیق» بین راه روستا و پیر سرازیر می‎شوند. در آن جا گوسفندان دوشیده شده و گاه خرید و فروش می‎شوند. مردم چند گروه شده و هر کدام در گوشه‎ای از دره‎ی بزرگ اوتراق کرده و از مهمانان‎شان پذیرایی می‎کنند. هر گروه از خانواده‎ها سفره‎ای پیش انداخته که از «چوچَه» یا «داستانا»ی پخت خودشان و پنیر و چای چیده شده است. به راحتی می‎توان بر سر سفره‎ها نشسته و با آنان هم سخن شد. چشم انداز این دره با گوسفندان، گاوها، الاغ‎ها و اسبان‎شان خاطره‎ی به یاد ماندنی بر جای می‎گذارد. هوای خنک این منطقه مانع از گرما زدگی‎ست. کودکانی که در این آیین‎ها شرکت دارند کم‎کم یاد می‎گیرند که برای سال آینده نیز باید راهی این دیار شوند و چنین اعتقادی را پا بر جای نگه دارند. عصر مردم آماده‎ی سرازیر شدن به روستای‎شان شده و با خاطره و زیارتی دیگر سالی دیگر می‎آغازند.

یکشنبه 8 خرداد 1390 ,04:05 بعد از ظهر | ديدگاه